حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

479

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

آغاز كردند ، چنان كه ديديم معز الدوله با مطيع بجنگ حمدانيان رفت پس از آن ناصر - الدوله به بغداد درآمد و خطبه بنام متقى كرد و سكه بنام خود زد و معز الدوله از پس چهار ماه بغداد را پس گرفت و ناصر الدوله را به موصل راند . بسال 335 صلحى در ميانه شد اما مناسبات بويهيان و حمدانيان هيچوقت استقرار نيافت و گاه و بيگاه پيكارى در ميانشان بود . بسال 345 كه معز الدوله از بغداد بسركوبى شورشيان اهواز رفته بود ناصر الدوله به بغداد درآمد و چون معز الدوله از اهواز بازآمد ناصر الدوله ترك بغداد گفت اما مال ببغداد نفرستاد و معز الدوله موصل و نصيبين را بگرفت و سپاه به رحبه فرستاد و ناصر - الدوله را به ميافارقين و از آنجا بحلب راند كه حكومت آن با سيف الدوله بود و با دخالت وى صلحى در ميانه رفت و سيف الدوله تعهد كرد ماليرا كه ناصر الدوله به عهده داشت به بغداد فرستد . گوئى حوادثى كه بر ناصر الدوله گذشت در وضع روحى او اثر بسيار داشت ضمانت سيف الدوله براى فرستادن مال ببغداد و اصرار بويهيان در افزودن ماليات و پيشرفتها كه سپاهشان در قلمرو ناصر الدوله كرد و عاقبت معز الدوله موصل و ديار ربيعه و رحبه را به ابو تغلب فرزند ناصر الدوله سپرد ( 353 ) و نيز مرگ سيف الدوله كه ناصر الدوله به دو دلبستگى فوق العاده داشت ( 356 ) او را سخت دلشكسته كرد و حالش بگرديد و خويش دگرگون شد و عقلش بسستى گرائيد و فرزندانش كه ميان خويش اختلاف داشتند حرمت پدر نداشتند و ابو تغلب او را بگرفت و در موصل حبس كرد و همچنان ببود تا بسال 358 بمرد . ابو تغلب پسر ناصر الدوله 358 - 369 از پس مرگ ناصر الدوله دولت حمدانى موصل بضعف افتاد كه پسران ناصر الدوله بخلاف يكديگر برخاستند و بويهيان ابو تغلب را از موصل براندند ( 367 ) و استرداد آن بوسيله ابو طاهر و ابو عبد الله پسران ناصر الدوله جز مدت كوتاهى نبود . فرزندان ناصر الدوله